احمد مجد الاسلام كرمانى
535
سفرنامه كلات ( فارسى )
ولى پولتيك صفويه اينطور اقتضا داشته و از همين راه هم به مقصود خود رسيدند و ما در اين موقع تاريخنگارى را ترك ميكنم و در صحت سقم اين پولتيك و صدق و كذب آن انتشارات ابدا غور نخواهم كرد همينقدر ميگويم : نادر شاه در اين مقام خبط بسيار بزرگى كرد و ملت ايران را از خود رنجانيد و خيال كرد ممكن است ريشه مذهب تشيع را كه در قرنها در قلوب مردم ايران مستحكم شده است بانتشار منشورى تواند كند و يا با عدم رضايت ملت و نفرت مردم داخله از او ميتواند امضاى دول خارجه را مستند خود قرار داده پايه سلطنت خود را استوار نمايد و يا بواسطه قدرت لشگر رنجش علما مذهب را ميتواند جلوگيرى كند مختصر آنكه پادشاهى به اين درجه از استقامت رأى و متانت فكر در اين موضوع به كلى اشتباه كرد و به راه غلظ رفت و حال آنكه ميتوانست تمام مقاصد خود را متدرجا اجرا نمايد ، مثلا ممكن بود منافع موقوفات را رسما از تصرف علما خارج نكند ولى ماليات گزافى بر آنها تحميل كند كه نصف عايدى آنها بازاء ماليات بكارگذاران ديوان عايد شود و اسباب رنجش علما و متوليان و موقوف عليهم فراهم نشود و رضايت دولت عثمانى را هم ممكن بود به كمتر از اينها تحصيل كند و بعضى عادات را كه از عهد صفويه اسباب عداوت بين دو طايفه شده بود در ايران منسوخ نمايد ، اما ساير دول مجاوره بديهى است كه از اين اتحاد كلمه ابدا خوششان نيامده و هيچ وقت راضى نخواهند شد كه ميان مسلمانان ايران و عثمانى عقد مودت استوار گردد و بواسطه همين اختلاف كلمه تاكنون بر ششصد كرور مسلمانان روى زمين سلطنت ظاهرى و مادى داشتهاند و اينكه على الظاهر سلطنت نادر را امضاء كرده از ترس شمشير او بود نه اثر تدبيرش ، بعلاوه دليلى در دست نداشتند كه بحمايت خانواده مضمحله صفويه در داخل ايران مداخله نموده خسارتهاى كلى بر خودشان وارد آورند و همهكس ميداند دول اروپا هيچ اقدامى در هيچ موقعى نخواهند كرد مگر آنكه صلاح و صرفه شخصى